تبلیغات
پرنیان - شعر یک دوست
شنبه 1 بهمن 1390

شعر یک دوست

   نوشته شده توسط: ناران مرادی    نوع مطلب :نثر ،

کوتاه بودم زندگیم را در یک خط نوشتن
مجبور به آن شدم قصه ام را خود بنویسم
...

کوتاه بودم زندگیم را در یک خط نوشتن،
مجبور به آن شدم قصه ام را خود بنویسم.
قصه ام دراز نبود خود یک خطی نوشتم رسیدم به انتهای آن؛
نمی دانستم چه بنویسم،
تازه فهمیدم چرا خدا را دوست دارم؛ اوست که مرا بیش از دو خط می نویسد،
تازه آخر قصه بود؛
احساس تنهایی کردم.
راست گفتی سهراب آدم اینجا تنهاست...

*( این متن رو دوست عزیزم، حامد جان گفت و برای من فرستاد. ومن هم از طرف حامد عزیز این پست رو میزارم. امیدوارم هیچ وقت تنها نباشه. )*