تبلیغات
پرنیان - مرد و دریا
جمعه 16 دی 1390

مرد و دریا

   نوشته شده توسط: ناران مرادی    نوع مطلب :نظم ،

تنها ، و روی ساحل،
مردی به راه می گذرد.
نزدیك پای او
...

تنها ، و روی ساحل،
مردی به راه می گذرد.
نزدیك پای او
دریا، همه صدا.
شب، گیج در تلاطم امواج.
باد هراس پیكر
رو می كند به ساحل و در چشم های مرد
نقش خاطر را پر رنگ می كند.
انگار
هی میزند كه :مرد! كجا می روی ، كجا؟
و مرد می رود به ره خویش.
و باد سرگران
هی میزند دوباره: كجا می روی ؟
و مرد می رود.
و باد همچنان...
امواج ، بی امان،
از راه میرسند
لبریز از غرور تهاجم.
موجی پر از نهیب
ره می كشد به ساحل و می بلعد
یك سایه را كه برده شب از پیكرش شكیب.
دریا، همه صدا.
شب، گیج در تلاطم امواج.
باد هراس پیكر
رو می كند به ساحل و ...

(این پست رو به خاطر دوست عزیزم حامد جان که خودش این شعر رو برای من فرستاد میذارم.)