تبلیغات
پرنیان - پرواز
جمعه 27 مرداد 1391

پرواز

   نوشته شده توسط: ناران مرادی    نوع مطلب :نثر ،سیاهه ،

آه که چقدر سنگین است شانه هایم...

دیر زمانیست که بال هایم شکسته...

...

آه که چقدر سنگین است شانه هایم...

دیر زمانیست که بال هایم شکسته...

دگر راه گریز فرار است...

با پاهایی زمینی، نه بال هایی آسمانی..

پر کشیدن یادم رفته...

روزها نگاهم را به آسمان می دوزم...

آهی می کشم

و بر روی زمین قدم می زنم...

اما چند صباحیست که دلم سنگین است...

حس پرواز دارم...

به آسمان می نگرم

دگر آه نمی کشم،

می خندم...

کم کم سنگین راه می روم...

حسی به من می گوید؛

خودت را برای پرواز آماده کن...

شاید سنگینی شانه هایم هم به این علت است...

شاید یال هایم دارند می شکفند...

 این روزها

هم سخن پرنده هایم...

تا از آنها

رسم پرواز را بیاموزم...

آری با ید از آنها درس پرواز را بیاموزم...

آری چند وقتی است، پریدن را فراموش کرده ام...